
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتابی ست هوا؟xa0یا گرفته است هنوز ؟xa0من در این گوشه که از دنیا بیرون استآفتابی به سرم نیستxa0از بهاران خبرم نیستآنچه می بینم دیوار استآه این سخت سیاهxa0آنچنان نزدیک استکه چو بر می کشم از سینه نفسنفسم را بر می گرداندره چنان بسته که پرواز نگهxa0در همین یک قدمی می ماندxa0کورسویی ز چراغی رنجورxa0قصه پرداز شب ظلمانیستxa0نفسم می گیردxa0که هوا هم اینجا زندانی ستxa0هر چه با من اینجاسترنگ رخ باخته استxa0آفتابی هرگزxa0گوشه چشمی همxa0بر فراموشی این...
ادامه مطلب
این روزها به قدری تنها شدم که رباتها ( بانکها، موسسات، فروشگاهها و ...) روز تولدم را بیشتر از اطرافیان بهم تبریک میگن...
ادامه مطلب
خیلی حرف برای گفتن داشتم و تصمیم گرفتم این وبلاگ را بسازم . قبلا هر وقت دوست داشتم حرف بزنم می نوشتم. الان هم خیلی حرف برای گفتن دارم، ولی وقتی میام اینجا کلا فکر و زبونم بند میاد اصلا نمی تونم بنویسم.xa0...
ادامه مطلب