باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست

متن مرتبط با «دیوانگی شعر» در سایت باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست نوشته شده است

دیوانگی

  • نیلوبلاگ

    دیوانگی کردم و سنگی را تو چاه انداختم، حالا نمی تونم درش بیارم. کاری از دست کسی هم بر نمیاد...

    ادامه مطلب
  • شعر

  • نیلوبلاگ

    چه شود به چهره زرد من نظري براي خدا کني که اگر کني همه درد من به يکي نظاره دوا کني تو شهي و کشور جان تو را، تو مهي و جان جهان تو را ز ره کرم چه زيان تو را که نظر به حال گدا کني ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنايت و اين کرم همه از تو خوش بود اي صنم، چه جفا کني چه وفا کني همه جا کشي مي لاله گون، ز اياغ مدعيان دون شکني پياله ما که خون به دل شکسته ما کني تو کمان کشيده و در کمين، که زني به تيرم و من غمين همه غمم بود از همين، که خدا نکرده خطا کني تو که هاتف از برش اين زمان، روي از ملامت بيکر...

    ادامه مطلب