
دیوانگی کردم و سنگی را تو چاه انداختم، حالا نمی تونم درش بیارم. کاری از دست کسی هم بر نمیاد...
ادامه مطلب
هیجانی از نوشتن در درونم شعله می زند، دل فریاد می زند بنویس اما فکر یاریم نمی کند، از چه بنویسم، از که بنویسم. هر چند که می دانم این فریادهای خاموش دوست داشتن اوست که چنینم می سازد گفتن در زمان و مکان مناسب ثمر بخش خواهد بود اما دریغ که با نوشتن فریادهای درونم، او را نخواهم یافت. نمی توانم بگویم که "او را دوباره نخواهم یافت" چرا که هیچ وقت او را نداشته ام اما با او زیسته ام، خاطره ساخته ام، اکنون این خاطرات نداشته با اوست که چنینم می سازد. ...
ادامه مطلب