
این روزا بیشتر وقتم تو تلفنم میگذره دنبال یک چیزی هستم مدام دارم گوشیمو چک میکنم که مبادا یکی یک چیزی فرستاده باشه و من دیر خونده باشم دقیق که نگاه میکنم میبینم کهxa0 با اینکه بیشتر با دسترس هستم ولی بیشتر حس تنهایی دارم منتظر خبر از جانب کسی هستمxa0 که اصلا به من فکرم نمیکنه خنداره شده زندگی این روزام نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 12:19 توسط someone| ...
ادامه مطلب
بعضی وقتا آدم گذرش به جاهایی میافته که اصلا هیچ وقت فکر نمی کنه شاید من یک روزی برای یک کاری برم تو این ساختمان اونم کجا "کاخ ورسای" اونم تو تهران من میگم " کاخ ورسای" چون اگر اسم واقعیشو بگم و اینجا وصفش کنم که باید یک مدتی برم یک جایی با بطری سر و کله بزنم شایدیم دیگه هیچ وقت بر نگردم خلاصه اینکه تو یک سال گذشته به خاطر مشکلاتی در گیر کارای اداری شدم این جا وافعا یک دیوانه خانه تمام عیاره داستان قیف و قیر را در گوشه و گوشه این مملکت میشه دید اگر کارتون جایی گیر باشه دو حالت داره: 1- این که بیخ...
ادامه مطلب
این روزا بیشتر وقتم تو تلفنم میگذره دنبال یک چیزی هستم مدام دارم گوشیمو چک میکنم که مبادا یکی یک چیزی فرستاده باشه و من دیر خونده باشم دقیق که نگاه میکنم میبینم کهxa0 با اینکه بیشتر با دسترس هستم ولی بیشتر حس تنهایی دارم منتظر خبر از جانب کسی هستمxa0 که اصلا به من فکرم نمیکنه خنداره شده زندگی این روزام xa0 نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 12:19 توسط someone| ...
ادامه مطلب
آدم اصلا نمیدونه که چه اتفاقی براش بیفته و سرنوشت چی سر راش میزاره هیچ وقت فکر نمی کردم که کارم به دادگاه و شکایت و وکیل بکشه. امروز رفتم با یک وکیل قرارداد بستم که حق قانونیم را از کارفرما بگیرم. تا ببینیم نتیجش چی میشه. xa0...
ادامه مطلب
واقعا هدف صدا و سیما از بخش این همه برنامه سطح پایین چیه. جز این که مخاطبینش را سطح پایین نگه داره!!!!!!! اگر مردم ایران بتونن تلوزیونهاشون را خاموش کنند از این سریالهای آبکی دل بکنند، چشمشونxa0به خیلی چیزها باز میشه، شاید راحتتر زندگی کنند شاید با هم مهربون تر بشن شاید کمتر چشم و هم چشمی کنند شاید کمتر سر هم کلاه بزارن شاید کمتر دورغ بگن شاید کمتر چاپلوسی کنند شاید کمتر قاچاق کنند شاید به خواسته هاشون پی ببرن و خیلی شایدهای دیگه...
ادامه مطلب
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتابی ست هوا؟xa0یا گرفته است هنوز ؟xa0من در این گوشه که از دنیا بیرون استآفتابی به سرم نیستxa0از بهاران خبرم نیستآنچه می بینم دیوار استآه این سخت سیاهxa0آنچنان نزدیک استکه چو بر می کشم از سینه نفسنفسم را بر می گرداندره چنان بسته که پرواز نگهxa0در همین یک قدمی می ماندxa0کورسویی ز چراغی رنجورxa0قصه پرداز شب ظلمانیستxa0نفسم می گیردxa0که هوا هم اینجا زندانی ستxa0هر چه با من اینجاسترنگ رخ باخته استxa0آفتابی هرگزxa0گوشه چشمی همxa0بر فراموشی این...
ادامه مطلب
چه ساده بودم که فکر میکردم با ندیدنت فراموشت میکنم....
ادامه مطلب
"اینجا عشق پایان خوش فیلم های هندی را ندارد" منم 88...
ادامه مطلب
دیوانگی کردم و سنگی را تو چاه انداختم، حالا نمی تونم درش بیارم. کاری از دست کسی هم بر نمیاد...
ادامه مطلب
فرق آدمها در موفقیت یا عدم موفقیت چیه واقعا؟ با زیاد کار کردن نمیشه موفق شد بلکه با درست کار کردن آدم موفق میشه. هر کسی هم الگوی خاص خودش را داره نمیشه گفته که یک الگو برای همه صادق هست.xa0 تنها چیزی که میدونم اینه که تو این سن و سال هنوز الگوی موفقیت را پیدا نکردم. البته در مورد خودم xa0باید بگم که موفقیت مالی تا الان نداشتم تو زمینه تخصصی خودم خوب بودم xa0ولی زضایت کافی ندارم. از دید یک سری از آدمها توی زمینه های خاصی خیلی موفق بودم. اما چیزی که مهمه اینه که نظر بقیه اصلا مهم نیست بلکه حس آدم ...
ادامه مطلب
اگر کسی بخواهد که بماند، تنها و تنها یک دلیل برای ماند می یابد اما، امان از کسی که بخواهد برود همه چیز، دلیلی برای رفتن او می شود: روز آفتابی،بارانی، سرد یا گرم دیر یا زود رسیدن به خونه یا سر قرارxa0 رنگ لباس زنگ تلفن برنامه تلوزیون و هر چیز دیگری که فکرش را بکنید پس از این مرحله آن فرد میرود حتی اگر هزار دلیل برای ماندن بیاورید و التماس کنید پس بگذارید xa0که برود و ماندن افراد به التماس آلوده نشود....
ادامه مطلب
قبول دارم که "گاهی سرنوشت مون رو چنان به یکی گره میزنیم که احساس میکنیم با غیر اون نمی تونیم احساس خوشبختی کنیم" اما ما بعضی وقتها برای پیدا کردن همون "یکی"خیلی صبر می کنیم، اما به راحتی از دستش میدیم. ما مقصریم به خاطر ترس. نه ترس درست نیست، بهتره بگم به خاطر انتظار کشیدن برای زمان مناسب، xa0ما همیشه فرصتهامون رابه خاطر زمان مناسب از دست میدیم، همه چیز را به آینده موکول می کنیم، غافل از اینکه امروز آینده دیروزمونه. xa0...
ادامه مطلب
هرگز حدیث حاضر غایب شنیده ای؟ من در میان جمع و دلم جای دیگرست سعدی xa0...
ادامه مطلب
تقدیم به ف.ج.س چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری ! چه بی تابانه تو را طلب می کنم ! بر پشت سمندی گویی نوزین که قرارش نیست. و فاصله تجربه یی بیهوده است. بوی پیرهنت این جا و اکنون. کوه ها در فاصله سردند. دست در کوپه و بستر حضور مأنوس دست تو را می جوید . و به راه اندیشیدن یاس را رج می زند. بی نجوای انگشتانت فقط. و جهان از هر سلامی خالی است xa0شانه ات مجابم می کند در بستری که عشق تشنگیست زلال شانه هایت همچنانم عطش می دهد در بستری که عشق مجابش کرده است xa0شاملو...
ادامه مطلب
اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست اگر قبول کنی ور برانی از بر خویش خلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماست میان عیب و هنر پیش دوستان کریم تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست عنایتی که تو را بود اگر مبدل شد خلل پذیر نباشد ارادتی که مراست مرا به هر چه کنی دل نخواهی آزردن که هر چه دوست پسندد به جای دوست رواست اگر عداوت و جنگ است در میان عرب میان لیلی و مجنون محبت است و صفاست هزار دشمنی افتد به قول بدگویان میان عاشق و معشوق دوستی برجاست ...
ادامه مطلب
هیجانی از نوشتن در درونم شعله می زند، دل فریاد می زند بنویس اما فکر یاریم نمی کند،xa0 از چه بنویسم، از که بنویسم. xa0 هر چند که می دانم این فریادهای خاموش دوست داشتن اوست که چنینم می سازد گفتن در زمان و مکان مناسب ثمر بخش خواهد بود اما دریغxa0 که با نوشتن فریادهای درونم، او را نخواهم یافت. نمی توانم بگویم که xa0"او را دوباره نخواهم یافت" xa0چرا که هیچ وقت او را نداشته ام اما با او زیسته ام، خاطره ساخته ام،xa0 اکنون این خاطرات نداشته با اوست که چنینم می سازد. xa0...
ادامه مطلب
این روزها به قدری تنها شدم که رباتها ( بانکها، موسسات، فروشگاهها و ...) روز تولدم را بیشتر از اطرافیان بهم تبریک میگن...
ادامه مطلب
عنوان را تاریخ روز گرفتم که فراموش نکنم امروز را از ششم مرداد که از مجموعه جدا شدم برای سومین بار با من تماس گرفت، شنیدن صداش خیلی خوشحالم کرد. خیلی از همکارها به من گفتن که برای دیدنشون برم اونجا ولی خیلی راحت به همه نه گفتم، ولی به ایشون هیچ وقت، "نه" نمی تونم بگم. شنیدن صداش دست و پامو شل میکنه. خیلی دوست دارم خیلی از حرفهایی که باید بهش میزدم و نزدم را بهش بگم. میدونم گفتن فایده نداره جز اینکه حال اونو هم خراب میکنه، اما این را هم می دونم که تنها کسی که شایسته شنیدن حرفهام است ایشونه....
ادامه مطلب
بارها تو رسانه ها خوندم و دیدم و شنیدم که یک سری دلفین یا نهنگ به صورت دسته جمعی تو ساحل به گل نشستن. xa0به عقیده بعضی ها اینها بصورت دسته جمعی خودکشی کردن، به نظر بعضی دیگه امواج رادیویی ناشی از کشتی ها و زیردریایی ها باعث شده که این حیوانات نازنین از مسیر حرکتشون منحرف بشن و تو گلهای ساحل گیر کنند. حتی یکبار یادمه که در مطلبی در مورد خودکشی دسته جمعی موشها خوندم، چون تعدادشون خیلی زیاد شده بود خیلی هاشون پریدن تو آب و خودشون را غرق کرد. اما در مورد سگها و گربه ها، بخصوص سگها. همه حیوانات بطور ...
ادامه مطلب