
ذهن همچنان آشفته است و درگیر دوست داشتن تو تو خیلی زود آمدی و خیلی زودتر رفتی منتظر بودم، منتظر چی؟ نمی دونم فقط منتظر بودم که تو را به راحتی از دست بدم و حالا بعد از سه سال و سه ماه و هشت روز من اینجا، تو این شرایط، تو این ساعت به تو، به از دست دادن تو فکر کنم شب و روزات پرتغالی...
ادامه مطلب
یک اشتباه تو محل کار ناشی از اعتماد بیش از به همکاران، حالا باید شرمندگی و تاوانی را پس بدم به خاطر عجله و عدم کنترل مدارک تولید همکاران. یک تجربه ولی خیلی گران...
ادامه مطلب