تلفن - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:13
دیروز یک اتفاق کاری پیش آمد که باز با هم تلفنی صحبت کنیم عصبانی بودی، خیلی این اتفاقات کاری را دوست دارم ولی تو را خیلی بیشتر مراقب خودت باشxa0
تبلیغ - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:12
باز هم امروز یک تبلیغ جالب خوندم خرید گوشت گاو ایرانی=28 هزار شغل طرف طوری اینو نوشته که انگار هر زن ایرانی، سر صبح به شوهرش موقع خروج از خونه میگه: " عصر که داری میای سر راهت برو از برزیل چند کیلو گوشت و مرغ بخر بیار، فقط دیر نکنی که مهمون داریم" آخه آدم حسابی چند تا سوال اینجاست که باید جواب داده ...
همدم - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:12
خیلی وقتهاxa0 حرف هست برای گفتن یکی باید باشه که گوش به حرفت بده تو گوشیت مدام بالا و پایین میری تا یکیو پیدا کنی و بهش زنگ بزنیxa0 دردتو بهش بگی اما دریغ که کسی نیست
خبر - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:12
امروز صبح مثل همیشه با سایتهای خبری شروع کردم باز هم از یک اختلاس جدید گفته بودن که تازه تو دستور کار پلیس و قوه قضاییه قرار گرفته داشتم فکر میکردم که اینا اگر دزدی، اختلاس و قاچاق را قانونی میکردن کارهاشون خیلی راحتتر میشد چرا؟ خوب معلومهxa0 اول اینکه اینا کلی زحمت میکش، تحقیق میکنن تا یک موردی را ...
تاریخ تکراری - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:12
امروز کتاب "همه مردان شاه" نوشته " اسیفن کنزر" و ترجمه " شهریار خواجیان" را شروع کردم. چقدر فضای کتاب آشناست با حال روز این روزها همخوانی خوبی داره یا شاید اینکه من فکر میکنم که مطابقت داره، ولی چیزی که مشخصه اینه که دلیل عقب ماندگیمون همیشه داخلی بوده که خارجی خوب از اون تونسته استفاده کنه. همیشه ت...
صدا و سیما - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:12
واقعا هدف صدا و سیما از بخش این همه برنامه سطح پایین چیه. جز این که مخاطبینش را سطح پایین نگه داره!!!!!!! اگر مردم ایران بتونن تلوزیونهاشون را خاموش کنند از این سریالهای آبکی دل بکنند، چشمشونxa0به خیلی چیزها باز میشه، شاید راحتتر زندگی کنند شاید با هم مهربون تر بشن شاید کمتر چشم و هم چشمی کنند شاید ...
همه مردان شاه - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:11
طی دو روز کتاب " همه مردان شاه" تموم شد، کتابی بود که پس تموم شدن حس خیلی خوبی به من داد، بقدری جذاب بود که زمین گذاشتن کتاب را خیلی سخت می کرد و روایتی خیلی دقیق از وقایع کودتای 28 مرداد سال 1332 داره. اولین کتابی بود که در مورد تاریخ معاصر ایران خوندم که دید خیلی خوبی به داد و من و به ادامه به مطا...
داریم کجا میریم - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 16:21
امروز تو خبرها خوندم که مادری فرزندش را xa0که قراره بیست روز دیگه به دنیا بیاد را برای فروش گذاشته، حالا علتش چی بود،xa0 پدر بچه یا به عبارت دیگه همسر اون خانم تو حادثه کاری دچار ضایعه مغزی شده و نمی تونه کار کنه و هزینه عمل جراحی را هم ندارن که بدن برای همین xa0تامین معاش خانواده چهار نفری به دوش ا...
برای تو - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 16:21
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتابی ست هوا؟xa0یا گرفته است هنوز ؟xa0من در این گوشه که از دنیا بیرون استآفتابی به سرم نیستxa0از بهاران خبرم نیستآنچه می بینم دیوار استآه این سخت سیاهxa0آنچنان نزدیک استکه چو بر می کشم از سینه نفسنفسم را بر می گرداندره چنان بسته که پرواز نگهx...
دلتنگی - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 18:50
خوابهای عجیب دست بردار نیست دلم برات تنگ شده ف.ج.س منم 88
تغییر - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 18:50
سن که میره بالا تغییرات را به راحتی تو فکر به راحتی میشه دید برای اولین بار تو عمرم یک خبر از مانور نیرهای هوایی ایران خوندم و احساس غرور کردم. باید اضافه کنم که من همیشه مخالف جنگ xa0بوده و هستم xa0و مخالف انجام هر نوع مانوری بودم xa0و الان با این شرایط تو منطقه حس غرور به آدم میده. xa0
فراموشی - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 18:50
چه ساده بودم که فکر میکردم با ندیدنت فراموشت میکنم.
همین - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 18:50
امروز یه چیز جالب خوندم که تا حالا بهش توجه نکرده بودم: " انسانها با استفاده از آخرین تکنولوژی و شجاع ترین آدمها تو جنگ همنوعان خودشون را میکشن"
خودت عنوان بده - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 18:50
"اینجا عشق پایان خوش فیلم های هندی را ندارد" منم 88
آسایشگاه - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 18:50
"جوان اول آسایشگاه بودیم تا دلبر اومد، گفتیم خوب منطقی دیگه یک خانمی با این کمالات، بافتنی، لاک قرمز، خوشگل، عین ماه، ما هم xa0که اونجور، باید عاشقش شیم دیگه" رادیو چهرازی xa0
دیوانگی - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 18:49
دیوانگی کردم و سنگی را تو چاه انداختم، حالا نمی تونم درش بیارم. کاری از دست کسی هم بر نمیاد
پستچی - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 15:08
امروز صبح xa0خیلی زود بیدار شدم، فرصتی بود که کمی مطالعه کنم برای همین کتاب "پستچی" از خانم "چیستا یثربی" را شروع کردم به خوندن. کتاب به قدری روان و عالی نوشته شده بود که در عرض چند ساعت تمام شد. داستان عشق یک دختر جوان به یک پستچی و کتاب سرشار از جملاتی که باید بارها و بارها خونده بشه، چند تا از جم...
پشت ماشین - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 17:13
"کاش نگاهت زیر نویس داشت"
کاش - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 17:13
کاش می شد رفت و دیگر بر نگشت
چی بگم - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 17:25
چه خوشحالم که می بینم تو خوشبختی منم 88